حملات جدید آمریکا به حوثیها، ایران را به میز مذاکره نمیآورد – اما میتواند خشونتهای بدتری را برانگیزد

حملات هوایی ایالات متحده علیه حوثیها در یمن در ۱۵ مارس، سنگینترین حملات از زمان آغاز عملیات هوایی مشترک ایالات متحده و بریتانیا در ژانویه ۲۰۲۴ بود. این حملات همچنین اولین حملات در دوران دولت جدید دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، بودند. رئیس جمهور با ارسال پیامی روشن به تهران گفتبعد از آنکه «هر گلولهای که توسط حوثیها شلیک شود، به عنوان گلولهای که از سلاحها و رهبری ایران شلیک شده، تلقی خواهد شد.»
این حملات و ارتباط صریح ترامپ با حوثیها و ایران، تعجبآور نبود. یکی از مهمترین پیامدهای جنگهایی که پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد، افزایش اهمیت حوثیها در محور مقاومت به رهبری ایران بوده است. از ۷ اکتبر، صدها حمله آنها به کشتیرانی دریای سرخ و پرتابهای متعدد پهپاد و موشک علیه اسرائیل، عنصر مهمی از واکنش محور مقاومت به جنگ غزه را تشکیل داده است.
در همین حال، اعضای محور مقاومت، حماس و حزبالله، در طول سال ۲۰۲۴ توسط اسرائیل به شدت تضعیف شدهاند، به ویژه از طریق سرنگونی رهبران آنها. رژیم اسد در سوریه در ماه دسامبر سقوط کرد و به قیمت از دست دادن متحد اصلی تهران در محور مقاومت تمام شد.مطالب مرتبطآمریکا و ایران در مسیر تشدید تنشها هستند. اروپا میتواند و باید یک راه خروج از این تنشها ایجاد کند.
حتی ایران هم تضعیف شده است. حملات موشکی و پهپادی آن به اسرائیل در سال گذشته تا حد زیادی بیاثر بود، زیرا پدافند هوایی اسرائیل به طور مؤثر عمل میکرد. در مقابل، حملات اسرائیل به ایران دقیق و حسابشده بود: حمله دوم در ماه اکتبر چندین سایت پدافند هوایی و یک مرکز تولید موشک کلیدی را نابود کرد. پیام این بود که در صورت رویارویی مستقیم دیگر، اسرائیل میتواند خسارات قابل توجهی بیشتری وارد کند.
حوثیها تنها عضو محور مقاومت هستند که در طول سال گذشته شاهد تقویت موقعیت خود بودهاند. ادامه چندپارگی دولت یمن که از نظر بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، به این معنی است که قدرت سیاسی و نظامی حوثیها همچنان غالب است. اعمال قدرت آنها در دریای سرخ به آنها اجازه داده است تا حضور جهانی خود را تثبیت کنند. و حملات آنها به کشتیرانی، که آن را به عنوان همبستگی با فلسطینیها جلوه میدهند، رژیمهای عربی را که انفعال نسبی آنها منبع نارضایتی در میان مردمشان است، شرمنده کرده است.
اما اشتباه است که حوثیها را صرفاً امتداد ایران بدانیم. این برداشت نمیتواند مبنای یک سیاست مؤثر باشد.
حمایت ایران
درست است که حوثیها بدون حمایت ایران – رابطهای که پس از قیامهای عربی، به عنوان وسیلهای برای مقابله با عربستان سعودی گسترش یافت – در جایگاه امروز خود نبودند. حتی پس از آتشبس مورد حمایت عربستان سعودی در جنگ داخلی یمن در آوریل ۲۰۲۲، حمایت ایران کاهش نیافته است. در واقع، قاچاق سلاح، سوخت و فناوری به حوثیها افزایش یافته است، در حالی که حوثیها به تقویت قابلیتهای نظامی تولید شده محلی خود ادامه دادهاند.
حوثیها… تحمل ریسکپذیری بسیار بیشتری نسبت به تهران نشان دادهاند.
قدرت روزافزون حوثیها بدون شک به نفع ایران است و شریکی را در منتهیالیه جنوب غربی شبهجزیره عربستان، درست زیر رقیب سعودیاش، برای آن فراهم میکند. هدف بلندمدت ایران، تثبیت و نهادینه شدن قدرت حوثیها است، در حالی که تهران به «استراتژی عدم مداخله» ادامه میدهد و تا حدی از انکار موجه استفاده میکند.
از نظر عملی، این بدان معناست که ایران حوثیها را تشویق میکند تا نقش منطقهای مهمتری را در محور مقاومت ایفا کنند. به همین دلیل است که از حوثیها در تقویت حضور منطقهایشان، به ویژه در عراق و شاخ آفریقا، حمایت میکند.
منافع واگرا
با این اوصاف، بین منافع ایران و حوثیها تفاوتهایی وجود دارد. به ویژه حوثیها تحمل ریسک بسیار بیشتری نسبت به تهران نشان دادهاند. پس از ۷ اکتبر، ایران در مورد حملات حوثیها در دریای سرخ تردید داشت و از تشدید تنشها میترسید – با این حال حوثیها بدون توجه به این موضوع به کار خود ادامه دادند. تحمل ریسک بالاتر آنها ابتدا ناشی از اعتماد به نفس بیش از حد – ناشی از تسلط آنها در یمن و توانایی مقاومت در برابر سالها حملات سعودی و اماراتی – و سپس ناشی از ایدئولوژی تهاجمی و توسعهطلبانه آنها است. در مقابل، ایران در طول سالها مراقب بوده است که تحریکات خود را تنظیم کند و از رویارویی مستقیم با ایالات متحده و اسرائیل خودداری کند.
این نشان میدهد که ایران در مورد دستور کار تهاجمی حوثیها، به ویژه در دریای سرخ، ملاحظاتی خواهد داشت. ترس از این خواهد بود که حوثیها بتوانند جمهوری اسلامی را درگیر دور جدیدی از خشونت کنند. علاوه بر این، اگر آتشبس در یمن شکسته شود، احتمال حملات مجدد حوثیها علیه عربستان سعودی و امارات متحده عربی افزایش مییابد و خطر بیثباتی بیشتر منطقه را به همراه خواهد داشت و گرم شدن اخیر روابط بین تهران و ریاض را تهدید میکند.
تأثیر ترامپ
روی کار آمدن دولت دوم ترامپ معادله را بیش از پیش تغییر میدهد. حوثیها پیش از این به وضوح اعلام کردهاند که علیه کسانی که فهرست سازمانهای تروریستی خارجی (FTO) را که واشنگتن در ژانویه ۲۰۲۵ اعلام کرد، اجرا کنند، تلافی خواهند کرد.
اگر هدف از این حملات وادار کردن ایران به پای میز مذاکره باشد، بعید است که موفق شوند: بلکه تهران احساس خواهد کرد که مجبور است به حمایت خود از حوثیها ادامه دهد، اگر نگوییم آن را افزایش دهد.
اگر این امر منجر به تعلیق واردات سوخت از طریق بندر حدیده (یکی از چهار منبع اصلی درآمد حوثیها) شود، آنها احتمالاً تعهد خود به آتشبس مرزی بالفعل با عربستان سعودی را کنار خواهند گذاشت.
قرار گرفتن در فهرست سازمانهای تروریستی خارجی همچنین حوثیها را مجبور میکند تا اقتصاد خود را از بانکهای رسمی دور کرده و به سمت سازوکارهای غیررسمی، از جمله صرافیها و سیستمهای انتقال حواله، سوق دهند. آنها همچنین از سرمایهگذاران مهم در دنیای ارزهای دیجیتال هستند.
تصویر — یمنیها در تظاهراتی که به دعوت جنبش شورشی حوثیها در صنعا در ۱۷ مارس ۲۰۲۵ برگزار شد، تفنگهای خود را به اهتزاز درآوردهاند. (عکس از محمد حویس/خبرگزاری فرانسه از طریق گتی ایمیجز)
ماده دوم نیمه
در بدترین حالت، خصومتهای مستقیم بین حوثیها و عربستان سعودی از سر گرفته خواهد شد. هر دو طرف تلاش کردهاند از نقض آتشبس خودداری کنند، اما در عمل اینکه چه کسی در نهایت اول شلیک میکند، ممکن است بیربط باشد، به خصوص اگر ایالات متحده از حریم هوایی عربستان سعودی برای حمله به یمن استفاده کند.
بعید است حملات هوایی و دریایی مجدد و بسیار گستردهتر ایالات متحده بتواند حوثیها را منصرف کند. آنها دوباره از مناطق کوهستانی یمن برای رفتن به زیر زمین و پنهان شدن استفاده خواهند کرد. زیرساختهای آنها از قبل در سراسر کشور، از جمله در مناطق شهری متراکم، پراکنده است. تأثیر اصلی این حملات، افزایش احتمال حملات حوثیها به کشتیهای آمریکایی و غربی و از سرگیری حملات پهپادی و موشکی علیه اسرائیل است.
واشنگتن باید از اقدام در یمن بدون حداقل هماهنگی با متحدان منطقهای خود در خلیج فارس خودداری کند.
بعید است که ایران مستقیماً تلافی کند. اگر قرار باشد این حملات تهران را به پای میز مذاکره بکشاند، احتمالاً موفق نخواهند شد: بلکه احساس خواهد کرد که مجبور است به حمایت خود از حوثیها – به عنوان تنها عضو عمدتاً دست نخورده محور خود – ادامه دهد، اگر نه آن را تقویت کند.
اگر دولت ترامپ واقعاً میخواهد حوثیها را تضعیف و در نهایت شکست دهد، باید با یک تلاش واقعی و بلندمدت برای حمایت از صلح پایدار در یمن آغاز کند. مطالب مرتبط«محور مقاومت»ِ در حال تغییر شکل
این امر مستلزم تقویت شورای رهبری ریاست جمهوری که از نظر بینالمللی به رسمیت شناخته شده است، چه از نظر سیاسی و چه احتمالاً از نظر نظامی، خواهد بود. در غیاب یک جبهه قوی و متحد ضد حوثی، سیاست فعلی تنها خطر تسریع تجزیه یمن و طولانیتر شدن بیثباتی آن را به همراه دارد.
ایالات متحده همچنین باید تلاشهای خود را برای مقابله با قاچاق سلاح و سوخت به حوثیها از ایران و عراق، به ویژه از طریق دریا، تشدید کند و منافع اقتصادی حوثیها را در خارج از یمن شناسایی و مسدود کند.
صرف نظر از این، واشنگتن باید از اقدام در یمن بدون حداقل هماهنگی با متحدان منطقهای خود در خلیج فارس، به ویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، خودداری کند. حداقل، این دو کشور – که جنگ ناموفقی را علیه حوثیها تجربه کردهاند – میدانند که چه استراتژیهایی با این گروه و به طور کلی در یمن کارساز نیست.